روز مبارزه با هموفوبیا چند روز پیش بود که دوست داشتم چیزی در موردش بنویسم اما تلهفونمون قطع شده بود چند روزی و نشد. مهم نیست. چیز خاصی هم نمیخواستم بگم. دیدم که یکی، دو نفری از وبلاگهایی که میخونم در موردش نوشتن. من فقط چند نکته رو اضافه میکنم.
من هم یک روز هموفوبیا بودم. و البته به این موضوع حساسیت داشتم. دُچار ابهامهایی بودم و کمکم ابهامهام تا حدود زیادی برطرف شدن. حالا اگر چند نکته هم باقی مونده باشه، باز هم رأی به مخالفت با هموفوبیا میدم چون به مرزبندیهای روشنی رسیدم.
بعضیها همجنسگرایی رو به پدوفایل و کودکآزاری ربط میدن، اما واقعن هیچ ربطی بین ِاینها نیست. کودکآزاری یه موضوع ِکاملن جدا و در ضمن زشت و ناپسند در تمام ِدُنیاست.
بعضی فکر میکنن اگر با همجنسگرایی کنار بیان بقیه ممکنه در موردشون فکرهایی بکنن. هیچوقت به نظر دیگران اهمیت ندید اگر تصمیمتونو از روی عقل و منطق گرفتید و بهش معتقدید. با شجاعت نظرتونو اعلام کنید. چه کسی فکر میکرد خانوادهی من این موضوعو که طرفدار ِهمجنسگراها هستم و حتی دوست همجنسگرا دارم درک کنند؛ اما امروز به طور محسوسی میبینم که قلبن در موردش حس بدی ندارن و دیگه از حرفهای بیربط و وصلهها و برچسبهای ناجور خبری نیست. اگر مردم با حقیقت روبهرو بشن کمکم میپذیرنش حتی اگر هرگز بهش عادت نداشتهاند.
بعضیها در مورد ازدواج و بچهداری ِهمجنسگراها دُچار تردید هستن. بله این موضوع جای فکر داره. اگر ازدواج همجنسگراها قانونی بشه، پس اونها به تمام ِحقوق ِقانونی ِمنتج از ازدواج دسترسی پیدا میکنن. مثلن میتون نوزادی رو از پرورشگاه بگیرن و… خُب این بحث هست که ممکنه اون بچه نخواد با اکثریت اجتماع که والدین ِدگرجنسگرا دارن متفاوت باشه. اما متوجه باشین که خود همجنسگراها بیشتر از هر کسی به مسائل ِخودشون واقفاند و براش چارهجویی میکنن. و اینکه آیا میتونیم مقابل حرکت ِزمین و تغییراتش بایستیم؟ انسان واقعن کوچکه و عمر کوتاهی داره. چهرا هر کس به مسائل ِخودش و خانوادهش فکر نکنه و دنبال ِچارهی مشکلات ِخودش نباشه. بهتر نیست سرمون به کار خودمون باشه و سعی کنیم آدمهای بهتر ِزندهگی ِخودمون باشیم و دست از تغییر ِدُنیا برداریم؟
و در آخر اینکه در همه قشری بد و خوب هست. در هر نوع رابطهای ممکنه روسپیگری به وجود بیاد. ممکنه یه همجنسگرای روسپی هم پیدا بشه. آیا این در مدلهای دیگه نیست؟
مورد ترنسها هماینطوره. ای کاش میشد اونها که درک نمیکنن رو یک هفته به جای اقلیتهای جنسی گذاشت تا بفهمن به دُنیا از زاویههای مختلفی نگاه میشه و هر کس در هر جسمی و قالبی، مختصات ِنگاه ِخودش رو داره.